الشيخ أبو الفتوح الرازي
8
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مسمارى بر آن در زن كه من عهد كردم كه تا خداى و پيغمبر از من خشنود نباشند ( 1 ) بيرون نيايم تا آن جا بميرم ( 2 ) . پس جميله مسمار ( 3 ) بر آن در زد و او در آن خانه ( 4 ) مىگريست . رسول را خبر دادند از اين حال ، گفت : به روى و بخوانى ( 5 ) او را . عاصم بيامد او را در خانهء اسپ يافت مسمار بر در زده ( 6 ) گفت : يا ثابت تو را رسول مىخواند ، گفت : مسمار بركش تا برون آيم . او مسمار بركشيد ، ثابت بيرون آمد و به يك جاى پيش ( 7 ) رسول رفتند . ثابت گفت : يا رسول اللَّه من مردى ام رفيع الصّوت جهورىّ از جهت خلقت ، و ترك ادب كردم در مجلس تو ، به عادت خود آواز برداشتم و من مىترسم كه من اهل اين آيتم ( 8 ) و عملم باطل شود و از اهل دوزخ شوم . توبه كردم يا رسول اللَّه . رسول - عليه السلام - او را گفت : أما ترضى ان تعيش حميدا و تقتل شهيدا و تدخل الجنّة ، راضى نباشى با آن كه تا زندهاى حميدى ( 9 ) و چون بميرى شهيد باشى و به بهشت شوى ؟ گفت : راضى شدم به بشارت خداى و رسول و توبه كردم كه دگر مانند آن نكنم ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّه ) * . أنس گفت : بسيار وقت ما ( 10 ) مرد را ديدمانى از اهل بهشت در ميان ما مىرفتى و ندانستديمى ( 11 ) گفت : چون روز يمامه ( 12 ) و ما در حرب مسيلمه ( 13 ) ، و ثابت قيس حاضر بود و در ( 14 ) مردمان تكاسلى مىديد و انكسارى و جماعتى به
--> ( 1 ) . كا ، گا ، لا : راضى نشوند . ( 2 ) . كا ، گا او در خانه رفت . ( 3 ) . كا : مسمارى . ( 4 ) . كا : و ثابت در خانه . ( 5 ) . آد ، كا ، گا : برويد و او را بخوانيد ، لا : برويد و بخوانيد . ( 6 ) . آد ، كا ، گا ، لا : مسمار بر زده . ( 7 ) . كا ، لا : و با هم پيش . ( 8 ) . كا ، لا : كه از اهل اين آيت باشم . ( 9 ) . آد ، گا : حميد باشى . ( 10 ) . آج آن . ( 11 ) . كذا : در اساس ، همهء نسخه بدلها : ندانستمانى . ( 12 ) . آج ، آد ، كا ، گا بود . ( 13 ) . آج ، آد ، كا ، گا ، لالى بوديم . ( 14 ) . آد ، گا : چون در ، لا : و از .